محیاپرنسس مامی وبابامحیاپرنسس مامی وبابا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره
آشیونه پر از عشقمونآشیونه پر از عشقمون، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

فاطمه محیا

هم خوشحال هم ناراحت..........

سلام نازگلم.............خوبی دختر خوشگلم؟؟؟ 2تا خبردارم!!!!!!! یکی خوب و یکی یخورده بد................ اول خبر خوب..........مشکل مامانم اینا حل شد و بسلامتی اگه خدا بخواد خرداد ماه میرن مکه  خیلی خوشحالم...........فقط نمیدونم حالا که خرداد میرن کی باید خانوم طلا رو نگه داره تا من برم دانشگاه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه امتحانام از 10 خرداد شروع میشه.......... حالا خبر یخورده بد.....................دیروز خونه مامانم بودم و باهاش رفتیم واسه تخت و کمد!!! همین که به فروشنده گفتم میخوام ببرمشون گفت رنگی رو که شما میخواستید رو فروختم!!! باید صبر کنید تا 25م اسفند که واسم بار میاد بیارمش  یه عالمه عصبانی شدم.........چون بیعانه بهش داده بودیم د...
6 اسفند 1392

هفته 33م............

سلام دختر نازم!! خوبی خوشگلم؟؟تو دل مامانی خوش میگذره؟؟ الهی که خودم فدای دست وپای کوچولوت و تکون خوردنت بشم...........دیگه تکوناتم داره واضح تر میشه و قشنگ تشخیص میدم کجای بدنته!!! وقتی با دستای نازت میکشی رو دلم تیزی ناخوناتو حس میکنم و کلی ذوق مرگ میشم!!!!! بابایی هم خیلی دوست داره..... از وقتی حرکت دستاتو حس میکنم عاشق دستات شدم.............دلم میخواد تو دستام بگیرم و ببوسمشون!!!منتظر اون لحظه ایم که محکم میخوای انگشتمو با دستات بگیری...حتی تصورشم واسم شیرین و دلچسبه...... دختر نازم کم کم سیسمونیت هم داره تکمیل میشه!!! خورده ریزا رو اوردم فقط مونده تخت و کمدت که اونارم بیارم خونه و کامل بچینم عکساشو برات میذارم!!!همیشه جلوی چشممه...
3 اسفند 1392

دخترم...............

دخترم............. یادت باشد امروز که دختری در آینده مادر دختر دیگری هستی و روزی می آید که مادر بزرگ میشوی پس جدا از همه ی ناپاکیها ، تو پاک بمان.....!! بهترینم............. تو سیبی هستی که باید از درختی سربلند چیده شوی نه در پای علف های هرز.......... رهای من........... من زیبایی دلت رابه رخ آسمان میکشم تا کمتر به مهتابش بنازد ......... پس همیشه زیبا بمان تا حتی آسمان مهتابی را هم با زیباییت شرمسار کنی.......... میدانم که اینچنین میشود............................... و روزی میرسد که از داشتنت به خود میبالم............ چون آن روز مطمئنم دختری دارم که از تمام دختران سر تر است........... ...
3 اسفند 1392